سلام سلام
بچه ها مي بينم كه ديگه امتحانا داره مياد
خوش بگذره
ايشالله مثه من به فكر در س خوندن افتاده باشين 
من كه بعد ۱۱ سال درس خوندن تازه فهميدم درس چيه
الان محكم گرفتمش در نره
ولي خدايي درس بخونين كه فقط همينا به دردتون مي خوره
نه وبلاگاي مزخرفي مث وبلاگ من
اينقدر وبلاگ گردي نكنين
اين از ابجي كوچيكه ي شما نصيحت
يادتون نره هاااااااااااااا
قربونه خواهر برادراي گل
باباي همتون
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384ساعت 17:59  توسط Ashkan & SHabgard
|
سلام سلام من اومدم
خيلي از بازگشتم ناراحتين
من كه مي دونم
خوب بگذريم
چه خبرا خوش مي گذره
من كه بدك نيستم يعني ديگه از اين حالت غم و غصه يه نموره اومدم بيرون
عجيب نيست
ولي بالاخره تصميم گرفتم ادم بشم
فقط مي خوام برام دعا كنين
نمي دونين اين چند روزه چقدر حالم بهتر بود
اخه انگار داره كم كم مشكلاتم مي حله
دلم براي همه ي شما گلاي عزيزم تنگيده بود

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 16:18  توسط Ashkan & SHabgard
|
دلم گرفته
یه چند وقتی دستم به قلم نمی ره تا چیزی بنویسم
یه بغضی تو گلوم مونده که داره خفه ام می کنه
یه بار سنگین رو شونه هامه و هیچ کس نیست کمکم کنه تا راحت تر تحملش کنم
یه اشک تو چشمامه که هیچ کس نمی بینه و فقط خودم احساس شون می کنم
یه دردی توی قلبمه که نمی تونم به هیچ کس بگم
و.......
دلم یه شونه می خواد تا سرموبزارم روش و این بغضو ازاد کنم
دلم یه همراه می خواد که کمی کمکم کنه و این کوله بار محنتو از رو دوشم برداره
دلم یه دوست می خواد که اشکامو ببینه و با انگشتاش احساسشون کنه
دلم یه گوش شنوا می خواد که به حرفم گوش بده و غبار غمو از دلم محو کنه
اما ...
اما کی این کارو می کنه
من که هیچ کسو ندارم
بهتره فراموشش کنم
بهتره همینطوری تظاهر به شادی کنم این طوری بهتره
حداقل دیگه بهم نمیگن دیوونه
دیگه نمی گن این همیشه تو خودشه
دیگه............
سرتونو درد نمیارم بهتره از این موضوع بگذریم
هر جا هستین خوش و خرم باشین
الهی مث من نشین
منتظرم باشین بابای

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 14:11  توسط Ashkan & SHabgard
|