شاید
زمونه خيلي بي رحم شده
خيلي بيشتر از اون چيزي كه فكرشو ميكردم
يه روزي ميگفتم دنيا اينقدرام بد نيست
اما...![]()
اما حالا اصلا قبولش ندارم
شايد اون موقع به خودم دروغ مي گفتم
شايد مي خواستم دلمو به چيزاي پوچ خوش كنم
اره شايد...
اما اگه اين شايدها واقعيت بود ديگه هيچ غمي نبود
شايد يه روزي اين غم ها منو رها كنن و اين مغزم عاري از هر بدي بشه
شايد ديگه نتونم گريه كنم![]()
اما همه ي اينها يه شايده
خدايا حالا كه يكمي وضعه مشكلاتم بهتره چرا؟
چرا هنوز غم توي روحم مونده؟![]()
چرا هنوز فكر ميكنم هموني هستم كه بودم؟
اي كاش بهم كمك كني تا يكم جون بگيرم
فقط از تو ياري ميخوام نه از غير تو
هميشه به ياد قلب مهربونتم تو هم به ياد من باش![]()

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 2:25  توسط Ashkan & SHabgard
|